برنار وِردُني1
اخترشناس فرانسيسي فرانسوي، كه احتمالاً در اواخر سدهٴ سيزدهم، برآمد. مهمترين تأليفش رسالهاي در باب اخترشناسي است كه داراي اهميت زيادي است. در آن از اخترشناسي و همچنين اخترگويي بحث شده است (توجه داشته باشيد كه در آن هنگام، واژههاي نجوم2 و تنجيم3 تقريباً قابل تبديل به يكديگر بود؛ كتابي در باب اخترگويي ممكن بود كتاب اخترشناسي ناميده شود). اين كتاب شامل مقايسهٴ دقيقي است ميان نظريهٴ افلاك متحدالمركز ارسطو، بطروجي و ابنرشد، با نظريهٴ افلاك خارج از مركز و فلك تدوير بطليموس به صورتي كه ابنهيثم تكميل كرده است. برنار با آثار نجومي بيكن كاملاً آشنايي داشت، ولي به جاي ترديد بيكن، او مصممانه از نظريهٴ بطليموس دفاع كرد. همچنين با نظريهٴ نوسان اعتدالين ثابتبن قره به مخالفت برخاست، و افزايش قدر ستارگان را ناشي از تقديم مستمر ميدانست. آثار برنار ورِدنُي، و معاصرش ريچارد ميدلتوني فرانسيسي انگليسي، نشانهٴ آغاز تفوق كامل بطليموس است.
گيوم سن كلودي4
اخترشناس فرانسوي. در حدود 1292 ـ 1296، در پاريس (؟) برآمد.
او ظاهراً از بنيانگذاران مدرسهٴ اخترشناسي پاريس بود. راصد مهمي به شمار ميرفت. در 1285، از طريق يك شيشهٴ مات به مشاهدهٴ خورشيد پرداخت. ابزاري ساخت5 كه شرح مربوط بدان گم شده است (در تقويم سال 1296، بدان اشاره ميكند). در 1290، بهطور تجربي ميل دايرةالبروج را تعيين كرد، كه برابر با '34 °23 بود (ميزان آن در آن سال، براساس رابطهٴ لوريا6 حدود "30 '34 °23 بوده است). اين تنها تعيين مستقيم ميل دايرةالبروج به وسيلهٴ يك اخترشناس مسيحي در قرون وسطا بود؛ نيكولا كوزايي در گزارش خود دربارهٴ اصلاح تقويم كه در 1436، به شوراي بال تقديم كرد آن را مورد استفاده قرار داد.